سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

آخه چرا.........آدم شدیم.......حداقل:

مدرک داشتن

- ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه!

- قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم!

- موبایل هم نشدیم، روزی هزار بار نگامون کنی!

- پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن!

- آهنگ هم نشدیم، دو نفر بهمون گوش کنن!

- مانیتور هم نشدیم ازمون چشم برندارن!

- کلاه هم نشدیم حداقل باعث سرگرمی ملّت باشیم!

- ته دیگ هم نشدیم که واسطه رسیدن بهمون کلی صبر و سعی و تلاش کنن!

- خودکار هم نشدیم که علم و دانش به دست خودمون نوشته بشه!

- کیبورد هم نشدیم ملّت به بهانه تایپ یه دستی به سر و کله مون بکشن!

- صندلی هم نشدیم چهار نفر بهمون تکیه کنن!

- مدیر بانک هم نشدیم بریم کانادا خونه 2 میلیاردی بخریم هدیه بدیم به دخترمون!

- آبدارچی بانک هم نشدیم 1 میلیارد بزنیم به جیب!

- بزم نشدیم یه علفی چیزی به دهنمون شیرین بیاد!

- آفساید که خوبه یه خطای ساده هم نشدیم قدِ یه کارت زرد ازمون حساب ببرن… اه

- بیل گیتس هم نشدیم که 500 دلار در ثانیه درآمدمون باشه

- لواشکم نشدیم که یکی برامون ضعف کنه…

- فرزند آخرم نشدیم که هر چی خواستیم مامان بابامون برامون بخرن!

- فرزند آخر هم نشدیم که با داداش بزرگمون بریم بیرون دور بزنیم و حالشو ببریم!

- به استاد میگم استاد شما که 9 دادی حالا این یه نمره هم بده دیگهههههههههه، یه نگاه عاقل اندر دیوانه کرد، دست گذاشته رو دوشم میگه برو درس بخون! استادم نشدیم شخصیت کسی رو خرد کنیم!

- مامور راهنمایی رانندگی هم نشدیم موقع امتحان گرفتن از زنا کلی بخندیم!

- زمبه هم نشدیم حداقل سگارو نگرانمون باشه…

- تام و جری هم نشدیم زندگی مون سرتاسر هیجان باشه

- نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه

- نوزادم نشدیم یکی بغلمون کنه

- شریعتی هم نشدیم هر چی جملات قصاره نسبت بدن به ما

- ای کی یو سان هم نشدیم آب دهن بمالیم کف کلمون، همه چی حل شه!

- چاقو هم نشدیم تا حداقل اینجوری بتونیم تو دل کسی بریم

- قاصدک هم نشدیم، پیام رسان و سنگ صبور عشاق شیم

- عینک آفتابی هم نشدیم دنیا رو از دید بقیه ببینیم

- فلش مموری هم نشدیم حافظه مون زیاد باشه

- گوشواره هم نشدیم آویزون ملت شیم

- معادله هم نشدیم، کلی آدم دنبال این باشن که بهمنمون و حداقل دو نفر درکمون کنن

- کتابم نشدیم حداقل دوست مهربان بشیم

- ماکسیما در افغانستان حدود 6 میلیون تومانه، افغانی هم نشدیم بتونیم ماکسیما بخریم!

- مارک آنتونی هم نشدیم جنیفر لوپز رو طلاق بدیم

- ای خدا … بامزی هم نشدیم بچه ها عکسمون رو بچسبونن روی کتاب و دفترشون

- مگس تسه تسه هم نشدیم ملت رو بخوابونیم

- توپ فوتبالم نشدیم 22 نفر به خاطرمون خودکشی کنن

- بوم نقاشی هم نشدیم یکی بیاد رومون 4 تا درخت و 2 تا دونه پرنده بکشه، قیمتی بشیم واسه خریدن مون سر و دست بشکونن

- گلدونم نشدیم یکی یه گل بهمون بده

- کبری هم نشدیم تصمیم هامون رو تو کتاب ها بنویسن

- کوزت هم نشدیم آخرش خوشبخت شیم

- دریاچه ارومیه هم نشدیم دورمون حلقه انسانی تشکیل بدن...تبسم




[ پنج شنبه 92/7/25 ] [ 4:31 عصر ] [ ساناز جم ]

نظر

وقتی در اسانسور بسته میشه با صدای بلند بگین :نترسین.. نگران نباشین ..لازم نیست خونواده هاتون رو خبر کنین چند لحظه دیگه در باز میشه.
وقتی همه سوار شدید و در بسته شد بلند بگید برای سلامتیه آقای راننده صلوات

وقتی از آسانسور پیاده میشین دگمه همه طبقات رو بزنین… مخصوصا اگه یه عده هنوز تو آسانسور هستن.

به دوست خیالی تون رو جوری که انگار همراه شما هست به همه معرفی کنین و شروع کنین الکی باهاش حرف زدن.

رو به دیوار آسانسور در حالی که پشت تون به همه هست بایستین…اگه شما نفر اولی باشید که سوار شدین به احتمال زیاد بقیه هم همین کارو میکنن

یه دفه بگین : ای وای ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنین.
از همه آدرس ای- میلشون رو بپرسین و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنین.

توی یه دستمال فین کنین سپس به بقیه نشون بدین.
در کیفتون رو باز کنین و انگار یکی اون تو هست یواش بگین ..هوای کافی داری؟؟؟

                                                                
هر کسی که وارد میشه باهاش دست بدین و یه سلام علیک حسابی بکنین و بگین میتونه شما رو جناب تیمسار صدا کنه.
هر از چند گاهی صدای گربه در بیارین.

به یکی از مسافر ها خیره بشین بعد یه دفعه بگین ..ا وه تو که یکی از اون هایی…بعد تا میتونین ازش فاصله بگیرین.
یه عروسک خیمه شب بازی دستتون بکنین و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنین.

هر طبقه که میرسین ..صدای دینگ در بیارین..بعد به یکی از مسافر ها بگین نوبت تو هست …خدا بیامرزتت.

                                                        


یه صندلی (تا شو) با خودتون بیارین یه دوربین با خودتون بیارین و از بقیه مسافر ها عکس بگیرین.
البته اگه دیدین همون پایین تحویلتون دادن به بیمارستان از ما به دل نگیرین.

وقتی چند نفر پشت سرتونن و می خوان سوار آسانسور بشن .. وقتی دستگیره ی درب آسانسور رو گرفتید تا باز کنید سریع دستتون رو بکشید انگار که برق گرفتتون !!فکر کنم بقیه با پله برن !!
وقتی آسانسور به هر طبقه رسید ، اعلام کنید ، مثلا بگید طبقهههههه پنجـــــــــــــــــــم

زیر لب این شعر رو باصدای آروم بخونید دارم میرم به تهرون ...دارم میرم به تهرون ....(همزمان بشکن هم بزنید) دادادا دیدام دیمدام دام .. .. بعد هرکی نگاتون کرد ساکت شید ..........تا روشو برگردوند دوباره از اول !!!! l

lتا سوار آسانسور شدین یه هات داگ نیم متری از تو کیفتون در بیارین شروع کنید با ولع بخورید همزمان ملچ ملوچ هم بکنید

وقتی همه داشتن پیاده میشدن بگید: مسافرین عزیز کاپیتان با شما صحبت میکنه به امید دیدار شما در پرواز های بعد.
.
بووووس


[ پنج شنبه 92/7/25 ] [ 4:3 عصر ] [ ساناز جم ]

نظر

از رفتگر محله عیدی بگیرید.

گربه تون رو مدام از پشت بام به پایین پرت کنید تا پرواز کردن یاد بگیره.

سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه.

جوراب های کثیف رو به پره های پنکه ببندید و پنکه را روشن کنید.

به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟ !

به عنوان آخرین نفر در صندوق رأی حضور پیدا کنید و یک کبریت افروخته داخلش بیندازید.

نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرید !

روز بازی پرسپولیس با استقلال ، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند ، نساجی قائمشهر را تشویق کنید !

هفت تیری بذارید رو شقیقه راننده مترو و بگید یالا برو دبی .

پیراهن را روی کت بپوشید.

دقت کنید وقتی در مهمونی براتون نوشیدنی آوردند همه را اندازه بگیرید و بزرگترین رو انتخاب کنید تا کلاه سرتون نره.

ماست را با چنگال بخورید.

با موتور گازی تک جفپا رو زین بزنید !

زنگ در خونه ها رو بزنین بعد وایسین ببینید چی میشه.

سر جلسه کنکور بهترین وقت برای تخمه شکستنه.

برای روز اول دانشگاه روپوش مدرسه بپوشید و کیف جومونگ به پشتتون آویزان کنید.

سرتون رو به جای شامپو با سنگ پا بشورین تا خوب تمیز بشه.

جزوه های کلاسیتون رو با دوات و قلم نی بنویسید.

شب سال نو موهایتان را بفروشید و برای نامزدتان بند ساعت بخرید.

ریشتان را آتش بزنید تا کوتاه شود.

داخل خیابان بلندگو دستی بگیرید و بگید “پژو بزن کنار وگرنه گازت می گیرم”

دم در ورودی دانشگاه چند قالب صابون بذارید.

جهت اعتراض به استادی که شما رو انداخته کتابشو آتیش بزنید.

توی رستوران های کلاس ته بشقابتون رو لیس بزنید .

توی عروسی کراوات مهمونها رو با قیچی ببرید و در برید

120 تا قرص ویتامین c بخورید و بگید خود کشی کردم


به خروستون آب طلا بدید تا تخم طلا بزاره
ــ خطاب به بند قبل : آخه سادیسمی ، مگه خروس تخم میزاره ؟

ــ خطاب به بند بالا : بتوچه روانی ، مگه فضولی؟


وقتی برا عیادت دوست بیمارتان به بیمارستان رفتید محکم بزنید پشتش و بهش بگید: پاشو برا من این فیلمارو در نیار..!

وقتی عیادت دوست مریض مشهدیتون رفتید ، جلوش شله زرد بخورید و بگید : میدونم برات بده...

دست یه نابینا رو که برای رفتن به آن طرف خیابون ایستاده رو بگیرید و به طرف جوی آب راهنماییش کنید، بعد همچین بینا میشه که بیا و ببین....ÈáÈáÈáæ



[ چهارشنبه 92/7/24 ] [ 3:20 عصر ] [ ساناز جم ]

نظر

http://tikpix.org/my_unzip/129551429105.jpg

?á ÊÞÏíã ÔãÇ

رفتــــــــــــــــــــــه بودم ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــر حوض?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 

 

تا ببینم شـــــــــــــــــــــــاید، عکس تنهایی خود را در آب?á ÊÞÏíã ÔãÇ



آب در حـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوض نبـــــــــــــــــــــــــــود.?á ÊÞÏíã ÔãÇ


ماهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیان مـــــــــــــــی گفتند:?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 


هیـــــــــــــــــچ تقصـــــــــــــــــــــــــــــــیر درختان نیست.?á ÊÞÏíã ÔãÇ


ظـــــــــــــــــهر دم کــــــــــــــــــــــــــــــــرده تابستان بود،?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 


پســــــــــــــــر روشن آب، لب پاشــــــــــــــــویه نشست?á ÊÞÏíã ÔãÇ


و عقاب خورشید، آمـــــــــــــــــد او را به هوام برد که برد.?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 


به درک راه نبـــــــــــــــردیم به اکســــــــــــــــــــــیژن آب?á ÊÞÏíã ÔãÇ.


بــــــــــــــــــــــرق از پولک ما رفــــــــــــــــــــــت که رفت.?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 


ولـــــــــــــــــــــــــــــــــــی آن نـــــــــــــــــــــــــور درشت،?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 

 


عکــــــــــــــــس آن میــــــــــــخک قــــــــــــــــــرمز در آب?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 

 

که اگر باد می آمد دل او، پشت چین های تغافل می زد،?á ÊÞÏíã ÔãÇ


چشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ما بود.?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 


روزنــــــــــــــــــــی بود به اقــــــــــــــــــــــــــــــرار بهشت.?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 

 

 

تـــــــو اگر در تپش باغ خـــــــــــــــــدا را دیدی، همت کن?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 


و بگو ماهـــــــــــــی ها، حوضشان بـــــــــــــی آب است.?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 

 


باد مــــــــــــــــــــــــی رفت به ســـــــــــــــــــر وقت چنار.?á ÊÞÏíã ÔãÇ

 


من به ســـــــــــــــــــــــر وقــــــــــــــــــــت خدا می رفتم.?á ÊÞÏíã ÔãÇ

....ÏæÓÊ ÏÇÔÊä



[ سه شنبه 92/7/16 ] [ 7:42 عصر ] [ ساناز جم ]

نظر

::

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه